تبليغاتX
دفتر انشا

دفتر انشا

موضوع:باید ادامه داد.

امروز دائم می خواستم بیایم و موضوع امروز را بنویسم اما اعتراف می کنم تنبلی کردم اما الان امدم و جبران مافات کنم.

و این که باید یک کاری که می خواهم انجام بدهم و مداومت داشته باشم حتی اگر کم باشد و در چشم دیگران هیچ باشد ولی برای من ارزشمند است.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 0:32  توسط الهام حسین زاده  | 

موضوع: وقتی نمیدانی...

موضوع ساده هست.هنوز شروع نکرده ذهنم این آش شلم شوربای من روی چیز خاصی نمی تواند تمرکز کند.نمی داند چه بنویسم شاید هم می داند و اعتماد به نفسی نیست .اما قرارمان این است بنویسم که کاری کنم برای چیزی که باید بنویسم و راهی که در پیش دارم.

امروز یکی از دوستانم رفته یونان .همان گهواره ریشه های فکر و فلسفه.و من هر چه که می توانم خودم را جای دوستم می گذارم و هی پیش می روم و پیش می روم  با هم روی خرابه هایی که بوی ذهن می دهند قدم می زنیم و سیگار می کشیم و احتمال زیاد با این سرمایی که بی داد می کند و دوستم هم حسابی سرما خورده می رویم سراغ یک چیز داغ و او باز قهوه می خواهد و اعتنایی نمی کند به سرفه های نخراشیده اش.از یونان پرواز می کنم می روم خانه آن یکی دوستم در نزدیکی پاریس با ان خانه ی باصفایش و تنهاییش را ساعتی پر می کنم دستی به سر گربه های لوسش می کشم و هر دو نهار وگانی که تهیه دیده با لذت می خوریم و ساعتها از دوریه وطن می گوید و از تجربیاتش که ذهن شکاکم نصفش را به هذیانهای تنهاییش میبندد .ولی می دانم قرار نیست چون من چیزی ندیدم دروغش بپندارم و با ارامش گوش می دهم و دائم برای خودم درس ها را مرور می کنم.

دیگر فکر کنم سفر دو کشور در یک روز کمی خسته ام کرده .بس است .بهتر است بخوابم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 19:17  توسط الهام حسین زاده  | 

موضوع :شروع

می گویند شروع همیشه سخت است و اگر احیانا شروع را تصمیم گرفتیم یعنی هفتاد درصد کار را پیش برده ایم.اما برای من که شروع همیشه اسان بوده و می گویم ده درصد کار را هم به زور پیش برده ام و مابقی ادامه و استقامت است.شروع کردن همیشه خودش انقدر پر انرژی پیش میاید برایم که شاید اصلا خودم هیچ دخالتی در ان نکنم .

همیشه به شروع نیازمندیم که مبادا پیر شویم .به نظرم وقتی پیریم که در خود توان شروعی دیگر نمیبینیم.و اینجاست که پیری و جوانی نسبیند.در بعضی کارهادیگر نمی خواهیم و نباید شروع کنیم البته از دیدگاه خودمان و در بعضی کار ها هم هنوز شروع جا دارد .

الان به فکرم رسید که برای زندگی کردن و حوانی نیاز داریم .که شروع هایی دست نخورده و تازه در کمدها ی عمرمان قایم کنیم که مبادا ناگهان حس نکنیم همه چیز گذشت و نمی شود .

باید خوب نگاه کنیم تا  این آغاز های دست نخورده را پیدا کرد.سن مهم نیست جوانی و فرصت های جدید و هیجان انگیز را باید جست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 15:46  توسط الهام حسین زاده  |